ریشه های نقاشی ایرانی

1399-11-30
ریشه های نقاشی ایرانی

 

کهن ترین  نقاشی های دوره اسلامی فوق العاده کمیاب و نادر هستند و آنها را نمی توان قبل از نیمه اول سده هفتم / سیزدهم پیگیری کرد. دلایل و علل فقدان اطلاعات متعدد است. پیش از همه تحریم و خصومتی بود که  بر جهان اسلام نسبت به بازنمایی های پیکره انسانی و در واقع کل اشکال حیات حیوانی ابراز می شد. نقاش بر اثر این تحریم مذهبی فقط می توانست در قلمرو و محیطی کار کند که معارض با مسائل دینی نباشد و کاملاً مصون از تاثیرات آن باشد و به همین دلیل مجبور بود به خدمت بعضی از حامیان هنرپرور مقتدر همچون شاهان و سلاطین و یا اعیانو اشراف در آید و تک چهره ها و یا بعضی از نگاره های تخیلی را برای آنها کار کند و یا اینکه برای نسخ زیبایی که در کتابخانه‌های این هنرپروران نگهداری می‌شد نگارهایی فراهم سازد.  نقاش در حوزه های فرودست جامعه هم می توانست در کنار حرفه سفالگر قرار گیرد و در تولید ظروف مشروب خوری سهیم شود، ظروفی که باده گساران ثروتمند در خوشگذرانی های خود برای شراب خواری استفاده می‌کردند و ضمناً در کنار بی‌توجهی به تحریم شدید باده گساری در قرآن چندان اعتنایی هم به تحریم مذهبی نقاشی نداشتند؛ و یا نقاش می توانست به تزئین ظروف کم مقدار و بی ارزشی بپردازد که در محافل اجتماعی چندان مراقبت مذهبی را در پی نداشت و تاثیر عرف و سنت طولانی چنان در آن شدید بود که نظام دینی را یارای مقابله با آن نبود. صرفنظر از بعضی استثنائات روشن است که نقاش جهان اسلام از آن تشویق و همدلی که معاصران جامعه بودایی و مسیحی در تهیه آثار هنری ملازم با مذهب، برخوردار بودند محروم بود. از این رو یکی از قوی ترین انگیزه های شناخته شده در جهانی در تولیداتهنری بی‌نصیب ماند.

نقاشی ایرانی

تصویر1. تصویری از منافع الحیوان، سال 699 ه.ق

 دومین عاملی که منجر به یک چنین حوزه تنگ پژوهش شد ، توالی اسفبار اعمال تخریبی است که نمونه‌های موجود هنر تصویری را حتی در این شرایط خصمانه و ناگوار دچار تطاول کرده است.  نقاشان ایران دیوار قصر ها را تزیین می کردند ، اما این آثار هنری با تخریب تختگاه های شاهان از بین می رفتند و فقط چند قطعه از این دیوارنگاره ها که یک زمانی شاخصه چشمگیر این بناها به شمار می‌رفت به طور پراکنده باقی می ماند.

 ماده دیگری که نقاشان  با آن سر و کار داشتند، کاغذ بود؛  کاربرد مداوم این ماده ظریف در غرب بسیار بی‌ثبات و نامطمئن بود و این بی‌ثباتی در شرق دو چندان می شد. کرم و سایر حشرات موذی،  موش و حیوانات دیگر در کشورهای شرقی همیشه فعالند و در حال تخریب اشیا؛  اگر قرار بود که آثار هنری برای تحسین نسل‌های آینده نگهداری شوند،  مراقبت از نسخ خطی نظارت پیوسته و مداوم می‌طلبید. اما جریان نابسامان تاریخ جهان اسلام بدتر از هر تخریب دیگر،  آثار هنری را دچار تطاول و خسران می‌کرد.  آتش سوزی کتابخانه ها در بخشی ازجهان سانحه جبران ناپذیری بود و بی‌تردید در آتش‌سوزی سال ۳۸۹ /۹۹۸  که کتابخانه سلطان سامانی را با خاک یکسان کرد و گفته شده که حاوی گنجینه‌های بی‌نظیری بود، بسیاری   از آثار هنری نقاشان ایران دست خوش آتش گردیده است.  چون نیای خاندان سامانی یکی از نجبای  ایرانی بود که از دین زردشتی خود دست کشید و به اسلام گروید و بی تردید مثل تعداد دیگری از گروندگان ایرانی، فرهنگ  نیاکان کافر خود را از صمیم دل عزیز می داشت.  سلسله ای که  وی در افکند بیش از یک سده بر بخش اعظم ایران حکومت راند و سمرقند و بخارا در این روزگار از مراکز معارف و تمدن اسلامی به شمار می رفتند.  سلسله محلی دیگر که موسس آل بویه ، از نسل شاهان باستانی ایران بود باز نسبت به تمام قوالب و اشکال هنر ملی همدل و همدم بود و نمی دانیم  که در هجوم محمود غزنوی به ری در سال ۴۲۰/۱۰۲۹ که در جریان آن بخش اعظم کتابخانه بوییان در آنجا از بین رفت و بقیه را هم  سلطان محمود به پایتخت خود منتقل کرد  و باز در سال 545/1150دچار سرنوشت  مشابهی شد و مجموعه‌های عظیم محمود که محصول فتوحات پیاپی بود همراه شهر تخریب گردید، تا چه میزان از گنجینه‌های آنها از بین رفته است.

نقاشی ایرانی

تصویر2. برگی از کلیله و دمنه 606 ه.ق

از جمله کتابهایی که از نقاشی باستانی ایران باقی مانده بود، کتابی است که در سال ۸۴۰/۲۲۶  برای محکومیت افشین به عنوان سندی علیه او به کار بردند.  افشین از اهالی اشروسنه  ایالت ایرانی واقع در شرق سمرقند بود. وی فرماندهی نظامی خلیفه معتصم را داشت و بسیار طرف اعتماد و احترام او بود،  خصوصاً پس از فرو نشاندن خطر شورش بابک خرمدین که به مدت ۲۰ سال غرب و شمال غرب ایران را در وحشت و هراس فرو برد،  بدین مقام نائل آمد؛  اما خود افشین هم پس از این قضیه،  محکوم به خیانت شد  و در زندان مرد.  در محاکمه او پرسیدند« آن کتاب کدام است که تو داری و با زر و زیور و گوهر آراسته ای و حال آن که عبارات کفر آمیزی نسبت به خدا در آن کتاب مندرج است؟»  افشین پاسخ داد:« آن کتاب را از پدرم به ارث برده ام  و پاره ای از امثال و حکم ایرانی در آن کتاب است.  اما اگر کفر و زندقه ای در آن کتاب باشد من از جنبه ادبی کتاب استفاده می کنم و به چیزهای دیگر توجهی ندارم.  روزی که این کتاب به من رسید  دارای همین تزیینات مجلل و باشکوه بود و من به آن تزیینات دست نزدم و حاجتی پیش نیامد که مجبور شوم آن تزیینات را از کتاب برگیرم. پس کتاب را به صورتی که بود گذاشتم چنانکه شما هم کتاب کلیله و دمنه و مزدک را در خانه خود گذاشته اید و من این کار را منافی اعتقاد خود به اسلام نمی‌دانستم.»  از همه این شواهد برمی‌آید که در زمان سیطره اعراب بر ایران،  با همه اینکه حکام جدید دین اسلام را در ایران اشاعه دادند و الهیات اسلامی هم معارض با هنر تصویرگری و نقاشی بود،  ولی نتوانستند همه آثار هنری را که در روزگار ساسانی تولید شده بود،  از میان ببرند.

منابع:

- پوپ آرتور اپهام، سیر و صور نقاشی ایران، 1389،ترجمه یعقوب آژند، انتشارات مولی

دیدگاه خود را ارسال کنید

* نام و نام خانوادگی
* ايميل: (ايميل شما منتشر نمي شود)
* متن نظر:
* عبارت امنيتي را وارد نماييد